عبدالله مستوفى
314
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
انگليس و ايران براى اكمال تحصيلات آموزش و پرورش در دانشگاه اديمبورك بانگلستان رفت . باقر هم كه از دو سال پيش براى اكمال تحصيلات بلندن رفته بود . نگاهدارى خانه و سروكله زدن با نوكر و خدمتكار و آشپز ، آن هم در اينروزهاى تهران كارى نبود از عهدهء من ساخته باشد ، دخترم مهرى صفىنيا توجه كردن مرا به عهده گرفته ، مرا بخانهء خود برد . در اين هشت نه ماهه ، كه نوادگانم ، فرامرز و خسرو و پسرهاى آقاى صفىنيا دور و ورم مىپلكند ، مىفهمم كه وجود اين آدم كوچولوها در حولوحوش انسان چقدر كيف دارد ، و تماشا و تعمق در پرچانگى و سكوت . آوازهخوانى و گريه و قهر و آشتى ، تندى و ملايمت ، و حتى دعواى آنها با يكديگر ، و تمام كردن مرافعهء آنها و بالاخره ، بازيها و سرگرميها و خواهشهاى كممغز و مايهء آنها ، همه به انسان لذت ميدهد ، توجه اين موجودات كوچك نسبت به انسان ، روح را تازه مىكند و شنيدن آوازهخوانيها و صحبتهاى آنها بهترين سرگرمى است . حتى من معتقد شدهام كه يكى دو سه تا از اين انسانهاى كوچك ، در حولوحوش مردان شصت هفتاد ساله بمنزلهء عصاى پيرى است . تفقدها و احوالپرسىها و نوازشهاى عملى آنها روح پيرمرد را تازه و جسم او را جوان نگاه ميدارد ، زيرا حس مىكند كه هنوز شخصيت او دوست داشتنى است ، و الا بچهها از او ميگريختند . نوهها عزيزترند يا اولاد ؟ ميگويند نوه از اولاد عزيزتر است . جهت و سبب دوست داشتن اولاد نسبت بسن آنها و سن پدر فرق مىكند . سبب دوست داشتن بچههاى چهار پنج ساله ، البته غير از اسباب و جهات دوست داشتن بچههاى ده پانزده ساله و همچنين وجههء دوست داشتن اينها غير از اولاد بيست سى ساله و زيادتر است . من چون اولاد هم سن نوههايم ندارم نميتوانم از نفى و اثبات چيزى در اين زمينه بگويم . در اينكه توجه و علاقهء پدر و مادر بلاواسطه ، نسبت به اولاد خود بيشتر از پدر بزرگ و مادربزرگ است هيچ ترديدى نيست . پس ناگزير دوستى پدر و مادر هم بايد زيادتر ، از پدربزرگ و مادربزرگ باشد . بعضى ميگويند ، اولاد بواسطهء علاقهء زياد پدر و مادر به آنها دشمن جان پدر و مادر هستند ، و نوهها دشمن دشمن . ميخواهند بگويند كه عزيزتر بودن نوه از اولاد به جهت اينست كه انسان دشمن دشمن را دوست ميدارد . اين تعبير الحق خيلى آخوندى و نچسب است ، زيرا در جائى كه موضوع سخن در محبت پدر فرزندى است محلى براى گفتگوى از دشمنى نيست . من اگر معتقد شوم كه نوه عزيزتر از اولاد است سبب آن را اينطور خواهم دانست كه پدربزرگ زحمت و رنجى براى حفظ و حراست و نگاهدارى نوههاى خود ندارد و از نعمت خوشيهاى وجود آنها بدون تحمل زحمت و مشقتى برخوردار است ، و تفريح بدون زحمت ، البته كيفش زيادتر از تفريح پدر و مادر بلاواسطه است كه اين نعمت را در مقابل هزار رنج و خون دل بدست مىآورند .